تبليغاتX
خاتون
 

صدای پای باران می اید در کوچه های خشک تنهایی ام...

نمی دانم می بارد یا که می گذرد..........

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:40  توسط نرگس  | 
بانوی من یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست- یک روز عاقبت. نه با سفری یک روزه .نه با سفری بلند.بل با اخرین سفر. بگو:ایا این درست است که ما به خاطر کسی شیون کنیم.بر سر بکوبیم.جامه ی عزا بپوشیم ماتم بگیریم و به ختم بنشینیم که از ما جز خنده بر رفته ی خویش را توقع نداشته است؟ اینک احساس و اقرار می کنم که ارزویی مانده است.ارزویی براورده نشده و ان این است که تو را از پی مرگم اشک ریزان و نالان و فریاد زنان و نفرین کنان نبینم.همچنان که فرزندانم را -دوستانم را-یاران و هم اندیشانم را..... قسمتی از چهلمین نامه ی نادر ابراهیمی به همسرش.کتاب چهل نامه ی کوتاه به همسرم. امشب از اخبار صدای امریکا اینو شنیدم.نادر ابراهیمی نویسنده ی نامی ایران در 72 سالگی در منزلش در تهران درگذشت.نمی تونم بگم یهو چه حالی شدم.ابراهمی نویسنده ی محبو ب و دوست داشتنی من...وخیلی از شماها.یادش همواره در ذهن و قلبمان زنده خواهد بود. روحش شاد و قرین رحمت باد.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 1:23  توسط نرگس  |