بانوی من یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست- یک روز عاقبت.
نه با سفری یک روزه .نه با سفری بلند.بل با اخرین سفر.
بگو:ایا این درست است که ما به خاطر کسی شیون کنیم.بر سر بکوبیم.جامه ی عزا بپوشیم ماتم بگیریم و به ختم
بنشینیم که از ما جز خنده بر رفته ی خویش را توقع نداشته است؟
اینک احساس و اقرار می کنم که ارزویی مانده است.ارزویی براورده نشده و ان این است که تو را از پی مرگم
اشک ریزان و نالان و فریاد زنان و نفرین کنان نبینم.همچنان که فرزندانم را -دوستانم را-یاران و هم اندیشانم را.....
قسمتی از چهلمین نامه ی نادر ابراهیمی به همسرش.کتاب چهل نامه ی کوتاه به همسرم.
امشب از اخبار صدای امریکا اینو شنیدم.نادر ابراهیمی نویسنده ی نامی ایران در 72 سالگی در منزلش در تهران
درگذشت.نمی تونم بگم یهو چه حالی شدم.ابراهمی نویسنده ی محبو ب و دوست داشتنی من...وخیلی
از شماها.یادش همواره در ذهن و قلبمان زنده خواهد بود.
روحش شاد و قرین رحمت باد.
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 1:23 توسط نرگس
|